هر چی که بخوای هست!!!!!

....



مثل همیشه بی سروصدا و بی دعوت سر رسید.


این روزها میهمان همیشگی اتاقم شده...
تنهایی را میگویم!

یک لیوان بغض را لاجرعه سر کشیدم...

نشست روبه رویم...چهره اش سرد بود!بدون روح!

دستان سنگینش را به سمتم آورد.خشک شده بودم وفقط تماشایش میکردم...

انگشتان سرد تنهایی گلویم را فشرد!سعی کردم فریاد بزنم:تنهایی داره خفم میکنه!

ولی فقط صدایی خفه از ته چاه دلم بیرون امد!

چاه دلم فوران کرد و قطره قطره اشک هایم روی کویر خشک صورتم روان شد...

و باز هم هیچ کس نفهمید که من در گوشه ای از این دنیا دارم از تنهایی خفه میشوم


| چهارشنبه 20 فروردین 1393| 17:12| saharlosss| ارسال نظر(0) |

tags:
C3-T

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟